در روایت آمده است ک حواریون حضرت عیسی (ع) از او خواستند تا سام فرزند حضرت نوح (ع) را زنده

کند.حضرت مسیح (ع) بر سر قبر او رفت و گفت:ب اذن خدا برخیز و من را اجابت کن.سام از قبر برخاست

در حالی ک خاک از سر او می ریخت و موهای او سفید بود.

حضرت عیسی (ع)پرسید:تو این گونه،یعنی در پیری از دنیا رفتی؟ سام گفت :نه من جوان مردم،ولی الان

گمان کردم قیامت شده است ک باید برخیزم.از وحشت قیامت این چنین پیر گشتم.قران در وصف قیامت فرموده

است:روزی است ک بچه ها از ترس پیر می شوند.یوما یجعل الوالدان شیبا.

حضرت عیسی (ع)پرسید:دنیا را چگونه دیدی؟

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای

                                         گفت یا باد است یا خواب است یا افسانه ای

سام گفت خانه ای دو درب ک از یک در داخل شدم و از آن در دیگر خارج گشتم.یعنی بسیار کوتاه در حد

ورود و خروج. حضرت عیسی (ع) پرسید میخواهی در دنیا بمانی یا باز گردی؟؟ سام گفت:بر میگردم ب

شرطی ک خداوند مرا از شدت مرگ پناه دهد .حضرت عیسی (ع) برایش دعا کرد. خداوند هم دعایش را

اجابت نمود